{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
plan
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۴
۰
[توسط مترجم]
[اقتصاد و بازرگانی]
برنامه
۲
۰
[توسط کاربر]
[... عمومی ...]
Plan on
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی عمران]
پلان
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
پلان
۱
۱
[توسط مترجم]
[مهندسی صنایع]
برنامه
۰
۰
[توسط کاربر]
[... عمومی ...]
Plan
معنی plan, معنی حکشئ, معنی plan, معنی اصطلاح plan, معادل plan, plan چی میشه؟, plan یعنی چی؟, plan synonym, plan definition,
معنی ovashgymkogxed
,
معنی (.tv&.n): (thguard) حواله، برات، برات کشی، طرح بشکه ریختن طرح کردن، (.tv): (thguard) (انگلیس) امادهکردن، از , مسوده، پیش نویس، (نظ.) برگزینی، انتخاب، چرک نویس
,
ترجمه (.tv&.n): (thguard) حواله، برات، برات کشی، طرح بشکه ریختن طرح کردن، (.tv): (thguard) (انگلیس) امادهکردن، از , مسوده، پیش نویس، (نظ.) برگزینی، انتخاب، چرک نویس
به انگلیسی,
معنی spontaneity
,
ترجمه spontaneity
به فارسی,
معنی quality costs
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی